الفيض الكاشاني

322

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

چون آن طور را نزد ايشان اعتبارى نيابد آن را دست‌آويز اعتبارخود نزد ايشان نتواند ساخت ؛ چه به آن بر چشم ايشان خوار مىشود نه عزيز ماند ، كه در آن روى به خداى به كار خواهد كه چنان عمل نزد خداى گرامى است . چون كالاى او در بازار خلق نمىخرند متعيّن است كه در بازار خدا مىبايدش فروخت . خداوندِ خريدار دانيد كه چون پادشاه را رغبت متاعى باشد هيچ كس ديگر را ياراى خريدن آن نباشد و هرچند فروشنده گِرد بر گِرد بازار گردد هيچ‌كس التفات به آن نكند . او را چنان نمايد كه از غايت خساستِ آن متاع است كه كس ملتفت نمىشود ، امّا نه چنان است او غريب است نمىداند . همچنين رسم شهرستان هستى آن است كه متاع كه خداوند جهان خريدارى آن خواهد فرمود هيچ كس را مجال خريدن آن نباشد ، إعراض بيگانگان از پذيرفتن اعمال مخلصان از بيم چاوش غيرت الهى است كه بانگ برايشان مىزند و ناصيهء وجود ايشان از آن صرف مىكند ، اگرچه ايشان خود واقف نيستند . ايشان پندارند كه ما قبول نكرديم امّا غلطند ايشان باز نمىدهند . القصّه مقصود آن است كه إدبار مردمان و انكار ايشان صلاح حال است از آن باك ندارند . طاعنان شما را از بدنامى مىترسانند ، گو شما از بدنامى بترسيد كه نيك‌نامى ميان خلايق مىخواهيد . نظر سالك صادق بر نيك‌نامى پيش خداى عزّوجلّ و اهل خداى است . ايشان را معروفى در سماوات در كار است اگر در ارض مجهول و منكر باشند از آن باك